اتشی از انگشتانم بر می افروزم
که از سوزش کشیدن رنگها
- نقره ای ِ نگاه و قرمز ِ نفس های تو-
شعله می کشند.
بوسه ای از شعله می گیرانم
و شرم را
بر گونه های تو،
می سوزانم.
عاشق .
پی نوشت:
- این پست برای عزیزانی است که سرکشی ام میکنند، حتی اگر به پُرس و جویی هم باشد. آنهایی که پست های غمگینانه را انتظار نمی کشند.
- سالها بعد از دیدن فیلم "سگ اندلسی" که من رو به یک شب تا صبح سر خاروندن و سیگار کشیدن و گیج بودن مهمون کرد، در عرض چند شب گذشته فرصتی دوباره پیش اومد تا با سینمای لوئیس بونوئل لذت نشستن و تا آخر فیلمی رو با اشتیاق دیدن و در آخر هم راضی بودن رو تجربه کنم. در این چند شب گذشته فیلمهای "میل مبهم هوس" و "تریستانا" رو باز هم دیدم.
- در "تریستانا"، علاوه بر ویژگی های مشترک در تعدادی از فیلمهای بونوئل، مثل نگاه سوررئالیستی اش به مقوله های مذهب و عشق و اعتماد، نکته قابل توجه دیگر تصویری است که بونوئل از افول اشرافیت سنتی نمایش میدهد. تصویری که باورپذیری اش آدم را تا مرحله ی ایجاد حس ترحم نسبت به وضعیت موجود، برانگیخته می کند.
- تأثیر بازی فرناندو ری در نمایش نظرات کارگردان و انتقال حس درونی او به تماشاگر، اجتناب ناپذیر است. فرناندو ری، بازیگر خوب سینمای اسپانیا است.

