شبی چنان دلتنگ او بودم و در روَیای عشق او غوطه ور که با لالایی دلنشین خاطراتش مدهوش شدم و او همچون نسیم فرح بخش صبحگاه بهاری در خوابم وزیدن گرفت.
صبحدم فردا پس از برخاستن از خواب شعر زیر که ترنمی از حس عاشقانه ای بود که در خواب و روَیای حضورش به من دست داده بود به عنوان صبح به خیر گویی به او که هنوز بوی دلنشینش را در فضای اتاقم وشکوه و گرمی وجودش را در کنارم احساس می کردم بی اختیار سروده و بر زبانم جاری شد.
دیشب هم همانگونه دلتنگ او شده بودم :
ای در کنار تو معنای جاودانگی
ای عاشقانه ترین راز زندگی
روَیای بی رقیب تمنا و انتظار
ای یار بهترین
ای چون نسیم دل انگیز کوهسار
ای چون شکوفه به بستان بی بهار
تسکین دهندهَ دل تنها و بی قرار
ای خوب دلنشین
در خلوت شبانهَ آغوش تنگ من
یادت به خیر باد
ای چون نسیم دل انگیز کوهسار
صبحت به خیر باد.
" باز هم تقدیم به او در تنگنای دلتنگی نبودنش"
عاشق.
